ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
4
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
سفرنامههاى كوچك و بزرگى به يادگار گذاشتهاند . از سياحتنامهها و سفرنامههاى عهد قاجاريان برخى چنان معروف و مشهورند كه هر اظهار نظرى در مورد آنها چندان فايدهاى ندارد . از جمله سياحتنامهء ابراهيم بيك نوشته حاجى زين العابدين مراغهاى تقىيف ، خاطرات حاجى سياح محلاتى ، سفرنامهء حاجى ميرزا على خان امين الدوله ، سفرنامهء حاجى پيرزادهء نائينى و تعدادى ديگر . ناگفته نگذاريم كه اين سفرنامهها و سياحتنامهها به علت مطالب و نكات خواندنى بسيار دربارهء ايران و برخى از كشورهاى ديگر جهات ممتازى دارند و از منابع موثق اسناد تاريخ ايران دوره قاجاريان به شمار مىآيند . گرچه مطلب دربارهء سياحتنامهها و سفرنامهها كمى طولانى شد ، اما باز جا دارد كه برخى از نكات ديگر را در اين مورد يادآور شويم ؛ و اين نكته را ناديده نگيريم كه غالب سياحتنامهنويسان دوره قاجاريان بر خلاف ناصر خسرو قباديانى كه بيشتر مطالب كتاب خود را به شناخت بناها ، راهها ، نهرها ، ديهها ، مردم و چگونگى زندگى و آداب و رسوم آنها و اصولا كليه مشاهدات خود اختصاص داده ، بيشترين آنها كتابهاى خود را به خودشان اختصاص دادهاند . ازاينرو بايد اين سياحتنامه نويسان را به دو دسته تقسيم كرد كه حد همه آنها يكسان نيست . اول ، آنهايى كه بيشتر مطالب كتاب را به خود اختصاص داده و نوشتهاند ، مثلا صبح چه ساعت از خواب برخاستهاند ، چه ساعتى صبحانه خوردهاند ، چه ساعتى به پاركها رفتهاند و امثالهم . دوم ، سياحتنامه نويسانى كه علاوه بر گزارش شرح سفر خودشان ، هر معايب و محاسن اجتماعى را ديدهاند ، خود را موظف به ثبت و ضبط آنها داشتهاند ، مانند : وامبرى در سياحتنامه درويش دروغين ، حاجى سياح محلاتى در خاطرات خود و مسيو موزر در كتاب بسيار ارزنده خود گذرى به آسياى مركزى ( سفرنامه ايران و تركستان ) ، مخزن الوقايع و از همه مهمتر سياحتنامه ابراهيم بيك كه از همه سفرنامهها و سياحتنامههاى ديگر دوره قاجاريان ارزندهتر و درخور توجه بسيار است و جا دارد نگاه كوتاهى به كتاب ارزنده او بيندازيم . حاجى زين العابدين مراغهاى تقىيف با اينكه تاجر بود كتابش با بسيارى از سياحتنامههاى ديگر تفاوت كلى دارد . و اين به آن دليل است كه زين العابدين مراغهاى ناشر افكار ايرانيان تجدد طلب است . خدمت او به نشر آثار فكرى ايرانيان در بسيارى از سرزمينهاى آسيايى و اسلامى مانند : ايران ، قفقاز ، اسلامبول ، مصر و حتى هندوستان بر همگان روشن است . خود او سالها در ايران ( در اردبيل ) و در بلادى ديگر چون قفقاز ، اسلامبول ، مصر و هندوستان به شغل تجارت اشتغال داشت و حرفهء او ، او را به ناچار در ارتباط با اوضاع اقتصادى و اجتماعى ايران و ساير اين كشورها قرار مىداد . او بهطور مسلم در نوشتن سه مجلد سياحتنامه خود منظور خاصى داشته ، اول اينكه از اين راه بتواند به هشيارى ايرانيان كمك كند و آنها را از وضع ايرانيانى كه در بلاد بيگانه خانه بدوش بودهاند ، آگاه سازد . دوم اينكه مردم ايران را با معايب دستگاه عريض و طويل دربار و صدراعظمها و غيره آشنا سازد . از اين نكات در سرتاسر كتاب او بسيار است و خدمت او در آن روزگار ، كار كوچكى نيست و از همين روست كه كتاب او در ميان سياحتنامههايى كه در زمينه شناخت مفاسد اقتصادى و